گنگ


آستین بر روی و نقشی در میان افکنده‌یی
خویشتن پنهان و شوری در جهان افکنده‌یی

هر یکی نادیده از رویت نشانی می‌دهند
پرده بردار ای که خلقی در گمان افکنده‌یی

هیچ نقاشت نمی‌بیند که نقشی بر کند
و آنکه دید از حیرتش کلک از بنان افکنده‌یی

این دریغم می‌کشد کافکنده‌یی اوصاف خویش
در زبان عام، و خاصان را زبان افکنده‌یی

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر