زمان، رسیدن، شدن و «خود»


   دوستی(در گروه خودشناسی) نوشته: «اگر انسانی به آگاهی رسیده باشه حرف فلانی درسته زیرا به هیچی رسیده ولی من که در ابتدا خودشناسی...».

متاسفانه ما هنوز به «رسیدن» فکر می کنیم. رسیدن یعنی شدن. یعنی قرار بعدا چیزی بشیم، به جایی (از نظر عرفانی، درونی، روحی) برسیم! 

رسیدن به هیچ یعنی چی!؟ 

وقتی هیچ جایی برای رسیدن وجود نداره، دیگه رسیدن چه معنایی میتونه داشته باشه؟! 
هیچ جایی قرار نیست برسیم.

در اندیشهٔ رسیدن و شدن، بعدا نهفته است.

و این تولید زمان میکنه. زمان ذهنی.

و «خود» محصول زمان ذهنیه.
 
هیچ خبری نیست. ما هیچ جایی قرار نیست برسیم.

این دید و نگاه کاملا اشتباهه.

وقتی با الفاظ پرطمطراق «عرفا» و «به جایی رسیده ها» رو وصف می کنیم، داریم بطور غیرمستقیم ایجاد «خود» می کنیم.

آیا متوجه این پروسه هستیم؟



هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر