عادت

یکی از بدترین عادتهای فرهنگی موضوع تعارف است. آدم واقعاً وامی‌ماند که قبول کند یا نکند.
دوستی نوشته:
پریروز تعارف دوستی را قبول کردم، آن هم بر اساس و ملاک یک تعارف استاندارد! یعنی قبول نکردم دعوت ایشان را و صبر کردم تا سه بار ایشان دعوتشان را تکرار کند، و دعوت سوم را که کرد، قبول کردم. بعد، شب همان روز، دوستی پیام داد که فلانی، یعنی همان فرد تعارف زننده، ناراحت شده که: حالا ما یک تعارفی زدیم، چرا قبول کرد؟!!
آدم چی بگه؟! آخر من از کجا باید نیت و قلب تو را بخوانم؟!  چرا رک و راست نیستیم؟ اصلاً ما که دلمان رضا نیست، چرا دعوت می‌کنیم؟!
آدم واقعاً وامی‌ماند.


هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر