خلاف‌آمد عادت

از خلاف‌آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون
می‌گزم لب که چرا گوش به نادان کردم

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر