استاد معنوی


   یکی از پدیده‌هایی که اخیراً ظهور کرده، پدیدهٔ «استاد معنوی» است. افرادی که یک سری جملات خوشگل و مامانی و تعلیمات عرفانی را با اشعار مخلوط کرده‌اند و در حالیکه خودشان در زندگی‌شان بویی از تاثیر این حرفها نمی‌آید، دیگران را به سوی این سخنان فرامی‌خوانند.

   و چه ملچ ملوچی هم می‌کنند بلحاظ معنوی. یعنی «بیا و ببین که من خودم هم چه بهره‌های معنوی‌یی از این سخنان زیبا و نغز گرفته‌ام.»!

   دروغ‌گویان شارلاتان فریب‌کاری که خودشان طعمهٔ اژدهای نفس‌ند و با معرکه و نمایشی که براه انداخته‌اند از فریب دادن دیگران و از اینکه عده‌ای دورشان جمع شده اند لذت می‌برند. این فریب که «من چنینم، من یک شخصیت عارف و استاد معنوی دارم و در چه دنیای باطنی غنی‌یی دارم زندگی می‌کنم».

   علاج و نجاتشان هم فقط و فقط در راستی و صداقت است. اینکه واقعیت خودشان را ببینند. (+)

   برای اینها باید دعا کرد از روی شفقت، نه خشم ورزید.

   پانویس ریاکار هم یکی از همین شومن‌های عرفانی‌ست.



۴ نظر:

ناشناس گفت...

قال علیٌّ (ع):
این الذین زعموا انّهم الراسخون فی العلمِ دونناکذباًوبغیاًعلیناوحسداً لنااَن رفعناالله سبحانه ووضعهم .اعطاناوحرمهم وادخلنا واخرجهم بنایُستعطی الهدی ویستجلی العمی لابِهِم.

«کجایندآنان که گمان می کردندکه گذشته ازما،آنهاسخت استواردردانش اند،واین ازراه رشک وستم برمابودکه چراخداوندمنزّه ماراوالامقام گردانیده وآنهاراواگذارده،وبه ماعلم ودانش ونبوت وامامت بخشیده،وازانهابازگرفته،ماراداخل دردین وهدایت خویش کرده،وآنان رابیرون رانده است،هدایت به ماعطاوعنایت گردیده،وکوری امّت به وسیله ی انواردرخشان مانه به وسیله ی آنهابرطرف می شود.»

ناشناس گفت...

می دونم قابل رؤیت نمی کنید.نظرفقط برای تنبه خودم دردرجه اول وبعدشماست.

سعید گفت...

بله زیاد هستند شومن ها.
اخیرا دوستی می گفت که به کلاسهای عرفان حلقه من بیایید.
به خودم گفتم عرفان که آموختنی نیست. کاملا عملی هست و از صبح که بلند میشیم از خواب تا شب که میخواییم بخوابیم باید مراقبت کرد از فریبهای نفس.
شاید این نظری که من الان دادم هم از بازی های نفسم باشه که میخواد به پانویس و همه بگه که من با همه فرق دارم. امیدوارم اینطور نباشه.

مستعان گفت...

سلام
عرفان آموختنی است،چراکه انسان اختیاردارد،اختیارازماده ی «خیر»وازباب«افتعال»است ،یعنی می تواندخیررابرگزیند،ولی ازکه آموختن مهم است.مانفس خودوعقل جزئی راملاک همه چیزقرارمی دهیم غغافل ازاینکه انسان آنقدرباعظمت است که ازمنبعی خاص که «وحی»می باشدنیزبرخورداراست که به خاصان درگاه الهی ورسولان اختصاص دارد،لکن برای بهره مندی همه ی ابنای بشراست.وقتی خودراازاین منبع «علم لدنّی»محروم می کنیم ودم از«منم منم »می زنیم واطاعت ازرسول واوصیای رسول راکهنه پرستی می نامیم وخودرابرترازهمه ی عقول می پنداریم،هزاران انحراف ازسرتاسرزندگی مادی وروانی مان پدیدارمی گردد.
اگرقران مطالع بفرمایید:«وَمَن یکفربالطاغوت ویؤمِن بالله فقداستمسک بالعروةِ الوثقی لاانفصام لهاوالله سمیع علیمً».اگرتفسیراین آیه ومعنای «طاغوت»و«العروة الوثقی»راچه ازطریق شیعه وچه منابع سنی موردبررسی قراردهیم،تکلیفمان روشن می شود.
سراسرقرآن ،سرگذشت این شومن ها(به قول شما)درهمه ی زمانهاست که یک اصل کلی راشامل می شوندکه خودرا،منش خودوپدران ونژادوقدرت اجتماعی وبرتری های مادی (جلوه های نفس)فریبشان می دهدوزیرباررسول وسفیرالهی وبرنامه های حیات بخش اونمی روند.
این زمانه نیزمستثنانیست.
اگرمی خواهیم برای بشرکاری انجام دهیم،نه ازجلوه گری های نفس (من این طورفهمیده ام وعقلم چنین می گوید)برای مردم بگوییم،حرف خداراخودبپذیریم وقران خداودستورات اهل بیت رابی هیچ کم وکاستی بیان کنیم ،مردم وماهمه هدایت می شویم.
امام رضاعلیه السلام می فرمایند:«لوعلموالناسُ محاسن کلامنالااتّبعونا»
اگرمردم زیبایی کلام مارامی دانستند،قطعاًازماپیروی می کردند.
خداوکیلی،بینناوبین الله مقام اهل بیت وسخنانشان ،هرکس باکوچکترین عقل وروشن بینی رابه تحسین وانمی داردونمی فهمدکه ازجای دیگری است و«آنی»دارد؟
بیاییم قرآن وکلام بهترین اهل بیت رابفهمیم ودربین مردم ترویج کنیم،چراکه قطعاً،عقلاًومنطقاًمی دانیم بهترین آموزه هاست.بهترین آموزه هاراخودبیاموزیم ودر«اختیار»دیگران قراردهیم.
این پیام ،بس که طولانی است ،شایدخود«پانویس»هم نخواند،چه برسدکه به دیگران نشان دهد.

پست کردن نظر