در دسترس

دوست نزدیکی داشتم، در حد رفیق، که می‌رفت پیش روانکاو و ساعتی خدا تومن هم می‌داد به وی، هر هفته. یکبار از این دوست پرسیدم که چی بهت میگه روانکاو؟ و گفت. یک سری حرفهای سطحی ولی شیک، و البته بگونه‌ای که جلسه و جلسات بعد هم این دوستم برود...! می‌دانی دیگر...

به دوست جان گفتم که خب من که برات حرفهای بهتر و عمیقتری را می‌زنم، بیا پیش خودم. و اون پول رو هم بگذار جیبت. یا با هم بریم بستنی بخوریم. بطور ضمنی و بزبان حال گفت: نه، تو خیلی بمن نزدیکی و رفیقمی. حرفت روی من اثر نداره.(!)

عجیب چیزی‌ست اتوریته‌گرفتگی! و وقتی چیزی یا کسی از اتوریته بودن برایمان بیفتد، دیگر جواهر هم بما بدهد، پیش چشممان(و در حقیقت پیش ذهنمان) هیچ ارزشی ندارد. بس که ما انسانها اسیر فکر و تصویر شده‌ایم. اسیر ارزش!

شنیدم یا خواندم جایی، یادم نیست، که موتسارت گفته بوده: تمام دنیا مرا نابغه می‌دانند اما در خانه‌ام مرا یک احمق دیوانه خطاب می‌کنند.

دوست قدیمی دیگری، در ابتدای آشنایی‌مان بمن می‌گفت: «من تو را قبولت دارم.» برایش همین حکایت موتسارت را گفتم. جدی نگرفت و لبخند زد.
گذشت و نه چندان مدتی بعد، که با هم عیاق شده بودیم، بفاصلهٔ دو سه روز نگذشته از ستایشی دیگر کردن از من، مرا شستشو داد! یا به تعبیر امروزیها، قهوه‌ای فرمود!

کلاً ما انسانهای فکری و ذهنی اینطوریم. اگر کسی در دسترس نباشد و دور باشد، هاله‌ای از احترام (و حتی برخی، تقدس) دور او می‌گیریم، و اگر نزدیکمان باشد و بگذارد با او شوخی کنیم و توی سرش بزنیم، سر و تهش را یکی می‌کنیم.

ژانگولر



   یک خانم در یک رابطه بطور طبیعی اینها را خواهان است:

۱. احساس امنیت و خاطرجمعی.

۲. احساس احترام.

۳. حس اعتماد کردن و حس مورد اعتماد واقع شدن

۴. احساس مورد مراقبت قرار گرفتن

۵. احساس اینکه آسیب‌پذیر باشد و بخاطر این آسیب‌پذیری درک شود. همسر یا همدمش آسیب‌پذیری او را درک کند.
احساس کند که می تواند براحتی ناراحتی، غمگین بودن و هر رنجی را بیان کند و بروز دهد و کسی را داشته باشد که بتواند آزادانه و بدون دغدغه از «فردا»،  با او حرف بزند.

۶. احساس باارزش بودن و قدردانی شدن داشته باشد.

۷. احساس در اولیت بودن


خب! فکر می کنید بیشتر مردانی که این نوشته را می خوانند و از این «نیازهای زن در رابطه» باخبر می شوند، به این نکته‌ها و ویژگیهایی که لیست شده، چطور نگاه می کنند و آنها را چطور در نظر می گیرند؟

به شما قول می دهم که آنها پس از خواندن و باخبر شدن از این موضوع، سعی در ادای آنها را در آوردن و اجرای یک نمایش و فریب می کنند تا در حرفها و رفتارشان، این ویژگیها را به رؤیت و به چشم خانم(و خانم‌های!) مورد برخوردشان بکشانند.

اولین چیزی که به ذهنشان خطور می کند این است که: «من چطور می توانم این ویژگیها را درآورم؟ و به طرفم نشان دهم که اینها را برایش تأمین میکنم؟» یعنی بصورت fake شده آنها را اجرا کنم!؟

در صورتیکه اگر یک مرد سالم(بلحاظ روانی) و صادق اینها را بخواند و متوجه شود، عمیقاً در رفتار و اعمال و گفتار واقعی‌اش متأمل می‌شود و اولین چیزی که به ذهنش می رسد، این است که: «آیا من در رابطه‌ام واقعاً قابلیت تأمین اینها را دارم یا نه؟ آیا کیفیت روحی لازم و نیز مهارتهای لازم برای رابطهٔ سالم برقرار کردن را دارم که بتواند این خواستها را تأمین کند؟»

و متاسفانه، متاسفانه اکثریت ما مردم از دستهٔ اولیم.




سم

چند رفتار که مخرب رابطه هستند:

۱. مجرد رفتار کردن.
اگر می‌خواستی مجرد باشی، چرا رابطه برقرار کرده‌ای!؟
همزیستی اقتضائاتی دارد.

۲. بی‌مسئولیتی در امور مالی.
هر دو طرف باید در برابر مخارج احساس مسئولیت و اقدام عملی کنند.

۳. نداشتن علاقه و زندگی برای خود.
هر طرف باید خوشبختی‌اش را در خودش داشته باشد و وابسته به دیگری نباشد. علائق خودش را داشته باشد و قادر به گذران وقتش در تنهایی‌اش باشد. اگر دو نفر دائم با هم باشند، نمی‌توانند زندگی، علائق و سرگرمی‌های خودشان را داشته باشند. وابسته بودن به دیگری و نداشتن خوشبختی فردی، سم رابطه است.

۴. احساس ناایمنی.
وقتی فرد احساس ناایمنی درونش داشته باشد، این احساس منجر به آزار و اذیت طرفش می‌شود. حسادت، کنترل و وابستگی عاطفی نتیجهٔ این عدم احساس امنیت است.

۵. بی‌احترامی و مسخره کردن.

۶. عدم ابراز عملی و بیرونی مهربانی و عطوفت.

۷. مشغولیت به گوشی تلفن و وقت باکیفیت نگذاشتن برای همدم.

۸. عدم اعتماد.
اگر نمی‌توانی به همدمت اعتماد کنی، بدون برو برگرد شما برای آن رابطه مناسب نیستید.بی‌اعتمادی قاتل رابطه است. اگر در رابطهٔ شما، دائماً بشما دروغ گفته می‌شود، خودتان را معطل نکنید. عمرتان را تلف نکنید. آن رابطه تمام است.

۹. احساس اجبار به بودن در آن رابطه.
وقتی فردی احساس ناخوشبختی دارد، تمایل به روی آوردن به چیز دیگری دارد، نه رابطه. برخی به الکل، بعضی به خوردن زیاد غذا، برخی به خرید کردن و بسیاری چیزهای دیگر.

۱۰. نق زدن.
برعکس باور اکثر مردم، مسئولیت نق زدن فقط بر گردن یک نفر نیست! معمولاً نق زدن موقعی اتفاق می‌افتد که یک طرف چیزی را می‌خواهد و دیگری آن خواسته را نادیده می‌گیرد.

------

تمام موارد بالا سم‌های رابطه هستند. برای یک رابطهٔ سالم، باید از آنها پرهیز شود.
و نمی‌توان پرهیز کرد، تا وقتی که فشار «من» بر ذهن وجود دارد و تخلیهٔ میل آزار و اذیت را می‌طلبد.

شکوه


 گله از جفای یاران و طریق روزگاران
نه طریق توست سعدی...






نارو



«جایگاه حسود آتش است.» پیامبر(ص)

   اگر انتظار داری همه با تو خوب باشند، هیچ دشمنی نداشته باشی و کسی به تو خشم نورزد و محبوب همهٔ قلب‌ها باشی، توقع بسیار بی‌جایی داری!

   حتی بهترین انسانها، پیامبران، و اولیای خداوند نیز حاسدان و دشمنان داشته و دارند. و آن حاسدان در حقیقت دشمن خودشان بوده‌اند! یعنی از درونی بسیار پر خشم و نفرت برخوردار بوده‌اند. اینکه کسی فکر کند آدم خوب کسی است که هیچ بدخواهی نداشته باشد، فکری اشتباه است.

   و اما کسی که حسادت دارد: به دشمنان و رقیبان که هیچ، عموماً دوستان نزدیکش را هم از آن بی‌بهره نمی‌گذارد!

دوستان را کجا کنی محروم
تو که با دشمن این نظر داری؟!



بر صف رندان


مگر که لاله بدانست بی‌وفایی دهر
که تا بزاد و بشد جام می ز کف ننهاد 




بود و نبود

یکی با بودنش خوشبختی می‌آورد، و یکی با نبودنش!

و چه بهتر که اصلاً خوشبختی را به بود و نبود کسی منوط نکنیم.

ای دل!


ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی
اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی

مُشکین از آن نشد دم خلقت که چون صبا
بر خاک کوی دوست گذاری نمی‌کنی

ترسم کز این چمن نبری آستین گل
کز گلشنش تحمل خاری نمی‌کنی

در آستین جان تو صد نافه مدرج است
وان را فدای طرهٔ یاری نمی‌کنی

حافظ



پیشنهاد رمضانی


   رسم است که در ماه رمضان قرآن می‌خوانند، هر شب. و بخصوص که تفکر و تأملی در این خواندن باشد. رسم خوبی‌ست.

   اگر زمینه مذهبی دارید، کتابی را پیشنهاد می‌کنم در این ماه بخوانید. برای آشنایی با مفاهیم دینی، با نگرشی بروز و عقل‌پسند. این کتاب در شرح و توضیح نامهٔ غنی امام علی به فرزندشان امام حسن است(سلام اللّٰه علیهما). همراه شده با ابیاتی از ادبیات زیبا و غنی فارسی، از مثنوی معنوی و حافظ و سعدی.

کتاب مذکور در دو دفتر(دو جلد) و توسط نشر صراط چاپ شده است. نام آن؟ «حکمت و معیشت».



زکات


   آنچه را خودتان دریافته‌اید و دیده‌اید برای دیگران بگویید. برکت پیدا می‌کند! در درون خودتان برکت می‌کند.



رابطه، دوستی، ازدواج


   در جیب شخص دیگری دنبال کلید خوشبختی‌تان نگردید.

    دست کنید در جیب خودتان!



تکرار


   گاهی اوقات در زندگی، وضعیتی که در آن هستیم و یا گرفتار آن هستیم انقدر تکرار و تکرار می‌شود تا اینکه آنچه را باید بفهمیم، بفهمیم!

   امان از نفهمی! امان از ناشنوایی! امان از کوری!

 



گردکان


   تو که نمی‌توانی حتی به عنوان یک تمرین، در یک بازی معمولی، یعنی حتی بصورت شبیه‌سازی شده، عمداً ببازی و باختن و از دست دادن را تجربه کنی، انتظار داری در وقایع زندگی که مشحون از باختن و از دست دادن است، ضربه نخوری!؟

گردگانی چندش اندر جیب کرد  
که تو طفلی گیر این می‌باز نرد 
 




دست در الوهیت


  یکی از خصوصیات نفس یا همان شخصیت و هویت توهمی و پنداری این است که واقعیت را طوری قلب می‌کند، نشان می‌دهد و بیان می‌کند که دیگری و دیگران را impress کند، تحت تاثیر قرار دهد. حالا یا با مبالغه‌گویی یا تغییر واقعیت، و یا حتی صرف بیان واقعیت، بدون تحریف یا تغییر یا مبالغه‌گویی!

   زمانی که دیگر میل به تحت تاثیر قرار دادن دیگران وجود نداشته باشد، آزادی هست.

ما چو روباهان و پای ما کرام
می‌رهاندمان ز صدگون انتقام

حیلهٔ باریک ما چون دم ماست
عشقها بازیم با دم چپ و راست

دم بجنبانیم ز استدلال و مکر
تا که حیران ماند از ما زید و بکر

طالب حیرانی خلقان شدیم
دست طمع اندر الوهیت زدیم

تا بافسون مالک دلها شویم
این نمی‌بینیم ما کاندر گویم

در گوی و در چهی ای قلتبان
دست وا دار از سبال دیگران

در هوای آنک گویندت زهی
بسته‌ای در گردن جانت زهی

روبها این دم حیلت را بهل
وقف کن دل بر خداوندان دل

ابراز درون


   هیچوقت برای حساس بودنتان یا پراحساس بودنتان از کسی عذرخواهی نکنید و شرمسار هم نباشید. بگذارید آسیب‌پذیر باشید، بدون گارد. احساسات و عواطفتان را نخورید، بروزشان دهید. آشکارا و فارغ از هر گونه ترس.

   اگر کسی یا کسانی حتی بارها به شما بد کرده‌اند، باز هم به انسانها خوبی کنید. این رسم زندگی‌ست.


تحول

برای تغییر جامعه باید از آن برید.

حافظ


با هر ستاره‌ای سر و کار است هر شبم
از حسرت فروغ رخ همچو ماه تو

مطالب جدید

دوستانی که عضو کانال تلگرام این سایت نیستند، توصیه می‌کنم عضو شوند. در آنجا مطالبی جدید نیز گذاشته می‌شود که در مجملیات و سایت گذاشته نمی‌شود.

آدرس تلگرام در ستون کناری این صفحه قرار دارد.

رمضان


بی تو، من کفارهٔ یک ماه کامل داشتم 
خون دل خوردن اگر از مبطلات روزه بود



سحر


از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
آری به یمن لطف شما خاک زر شود

سوال


   چرا با وجود اذیت و آزار دیدن در رابطه اصرار بر ماندن در آن می‌کنیم؟




دو خبر


خدمت دوستان اهل مشهد(و حومه) و نیز کرمانشاه(و حومه)،

گروه طبیعت‌گردی و خودشناسی، شامل مباحث حافظ، قرآن و مثنوی معنوی، در این دو شهر در حال راه‌اندازی است.

جهت عضویت و اطلاع‌ از برنامه‌ها، ایمیل دهید. فقط ایمیل!

به دوستانتان در مشهد و کرمانشاه نیز می‌توانید اطلاع دهید.
شرکت برای عموم آزاد است. 




پارادوکس


   چه تناقض مضمری هست در کلمهٔ «متواضع‌ترین»!



تعمد


   فرق بزرگی‌ست بین اینکه من برنامه‌ای برای انجام دادن نداشته باشم، با اینکه من برنامه‌ام این باشد که کاری انجام ندهم.

    (روشن است که محصول و نتیجهٔ بیرونی هر دو، این است که کار و عملی انجام نمی‌گیرد و ساعاتی بیکار هستیم. اما آنچه در درون فرد هست مهم است. ما با آن کار داریم، نه با محصول و نتیجهٔ بیرونی.) 

   در دومی فاکتور اختیار، عمد و انتخاب هست. و این بسیار مهم است.

   اگر می‌خواهید در زمانهایی کاری انجام ندهید و بیکار باشید(که خیلی هم خوب است)، از روی تعمد و اختیار و انتخاب خودتان این کار(بیکاری) را اجرا کنید. 



فاز


زانکه جنسیت عجایب جاذبی‌ست!

اصل بسیار ساده و بسیار عالی و متعالی‌یی‌ست این اصل جنسیت. اگر می‌خواهی تغییر کنی، خودت را دم پر آنها که می‌خواهی همخویشان شوی قرار بده و بهر صورت که شده دمخورشان شو و بر آن استقامت بورز.

 دو دوست اگر خلق و خویشان بعد از مدتی از هم فاصله بگیرد، هر قدر هم سعی کنند که با هم بمانند، این اصل بهر حال نهایتاً آنها را از هم جدا خواهد کرد. چرا که دیگر جنسیتی و سنخیتی بین آنها نیست. لاجرم جدا می‌شوند. این اصلی اساسی‌ست که حاکم و جاری در نظام عالم است.

ذره ذره کاندر این ارض و سماست
جنس خود را همچو کاه و کهرباست

نوریان مر نوریان را جاذبند ... و الی آخر.

گمان نکنید اگر جدایی‌یی بین شما و دوست‌تان پیش آمد، حتماً اشتباه شما یا وی بوده. این را هم در نظر بگیرید که فاز شما از هم تغییر کرده و دیگر جنس و سنخ هم نبوده‌اید.






آخرین اعلام

تا دو سه روز دیگر، کلاسهای دورهٔ جدید را آغاز می‌کنیم. این آخرین اعلام برای باز بودن ثبت نام است. پس از شروع دوره، درهای ورودی بسته می‌شود و تا دورهٔ بعد، که چند ماه دیگر خواهد بود، ثبت نام نخواهیم داشت.

دوستانی که درست بعد از شروع کلاسها پیام می‌دهند و تقاضای شرکت می‌کنند، بعداً گله‌مند نشوند.

اصل

جانب معنی را گرفتن مهم است. کیفیت باید در اولویت اهمیت دادن باشد. محور زندگی معنی است.

وفا


   کیفیت وفا کیفیتی خاکستری نیست. یا سیاه است یا سفید.

   فرد نمی‌تواند نسبتاً وفادار باشد. یا وفادار هست، یا نیست. برای یک زندگی و رابطهٔ سالم، گرم و معنی‌دار، فرد باید این موضوع را بخوبی دریابد.